der Lehnstuhl

Aussprache: /ˈleːnˌʃtuːl/
Worttrennung: Lehn·stuhl
اسم

صندلی راحتی، صندلی دسته‌دار، صندلی تکی

Bedeutungen

1

یک صندلی راحت و بزرگ، معمولاً با دسته‌ها و پشتی بلند، که برای استراحت کردن استفاده می‌شود.

  • Er saß gemütlich in seinem Lehnstuhl und las ein Buch.او راحت در صندلی راحتی خود نشسته بود و کتاب می‌خواند.
  • Der alte Lehnstuhl im Wohnzimmer hat schon viele Jahre auf dem Buckel.صندلی راحتی قدیمی در اتاق نشیمن سال‌های زیادی را پشت سر گذاشته است.
  • Nach einem langen Tag freute ich mich auf meinen Lehnstuhl.بعد از یک روز طولانی، مشتاقانه منتظر صندلی راحتی‌ام بودم.