das Lehramt

Aussprache: /ˈleːɐ̯ˌʔamt/
Worttrennung: Lehr·amt
اسم

شغل معلمی، مقام تدریس، (در دین) مقام تعلیم و ارشاد

Bedeutungen

1

شغل و حرفه معلمی، به ویژه در سطوح بالاتر آموزشی مانند دبیرستان یا دانشگاه.

  • Sie strebt ein Lehramt an einer Universität an.او آرزوی شغل استادی در دانشگاه را دارد.
  • Das Lehramt erfordert viel Geduld und Engagement.شغل معلمی نیازمند صبر و تعهد زیادی است.
  • Nach dem Studium begann er sein Lehramt an einem Gymnasium.او پس از تحصیل، شغل معلمی خود را در یک دبیرستان آغاز کرد.
2

مقام یا وظیفه تعلیم و ارشاد، به ویژه در متون مذهبی یا فلسفی.

  • Der Prophet erfüllte sein Lehramt mit Weisheit.پیامبر وظیفه تعلیم و ارشاد خود را با حکمت به انجام رساند.
  • Das Lehramt der Kirche ist klar definiert.مقام تعلیم و ارشاد کلیسا به وضوح تعریف شده است.
  • Er sah sein Lehramt als eine heilige Berufung.او شغل معلمی خود را یک رسالت مقدس می‌دانست.