das Lehrmädchen

Aussprache: /ˈleːɐ̯ˌmɛːtçən/
Worttrennung: Lehr·mäd·chen
اسم

شاگرد دختر، کارآموز دختر

Bedeutungen

1

دختری که در حال یادگیری یک حرفه یا مهارت از طریق کارآموزی نزد یک استادکار یا در یک شرکت است؛ شاگرد دختر.

  • Das Lehrmädchen half der Schneiderin bei der Anfertigung der Kleider.شاگرد دختر به خیاط در دوخت لباس‌ها کمک می‌کرد.
  • Sie absolvierte ihre Ausbildung als Lehrmädchen in einer Bäckerei.او دوره کارآموزی خود را به عنوان شاگرد دختر در یک نانوایی گذراند.
  • Das Lehrmädchen lernte schnell und zeigte großes Interesse.شاگرد دختر به سرعت یاد گرفت و علاقه زیادی نشان داد.