das Lehrmädchen
شاگرد دختر، کارآموز دختر
Bedeutungen
1
دختری که در حال یادگیری یک حرفه یا مهارت از طریق کارآموزی نزد یک استادکار یا در یک شرکت است؛ شاگرد دختر.
- Das Lehrmädchen half der Schneiderin bei der Anfertigung der Kleider.شاگرد دختر به خیاط در دوخت لباسها کمک میکرد.
- Sie absolvierte ihre Ausbildung als Lehrmädchen in einer Bäckerei.او دوره کارآموزی خود را به عنوان شاگرد دختر در یک نانوایی گذراند.
- Das Lehrmädchen lernte schnell und zeigte großes Interesse.شاگرد دختر به سرعت یاد گرفت و علاقه زیادی نشان داد.