der Leidensgefährte

Aussprache: /ˈlaɪ̯dn̩sɡəˌfɛːɐ̯tə/
Worttrennung: Lei·dens·ge·fähr·te
اسم

همدرد، شریک رنج

Bedeutungen

1

شخصی که در رنج و سختی با دیگری شریک است یا آن را تجربه می‌کند؛ کسی که در شرایط دشوار همراه فرد است.

  • In der schweren Zeit war er mein einziger Leidensgefährte.در آن زمان سخت، او تنها همدرد من بود.
  • Die beiden Soldaten wurden im Krieg zu Leidensgefährten.آن دو سرباز در جنگ به شریکان رنج تبدیل شدند.
  • Sie fand in der Selbsthilfegruppe viele Leidensgefährten, die ihre Probleme verstanden.او در گروه خودیاری، همدردان زیادی را یافت که مشکلاتش را درک می‌کردند.