die Leidensgefährtin

Aussprache: /ˈlaɪ̯dnsɡəˌfɛːɐ̯tɪn/
Worttrennung: Lei·dens·ge·fähr·tin
اسم

همدرد (مونث)، شریک رنج (مونث)

Bedeutungen

1

زن یا دختری که در رنج و سختی با دیگری شریک است یا آن را تجربه می‌کند؛ کسی که در شرایط دشوار همراه زن یا دختر است.

  • Sie war meine treue Leidensgefährtin durch alle Stürme des Lebens.او در طول تمام طوفان‌های زندگی، همدرد وفادار من بود.
  • In der Klinik fand sie eine Leidensgefährtin, die ihre Krankheit verstand.در کلینیک، او همدردی را یافت که بیماری‌اش را درک می‌کرد.
  • Die beiden Freundinnen waren Leidensgefährtinnen in ihrer schwierigen Situation.آن دو دوست در موقعیت دشوارشان، شریکان رنج بودند.