die Leinewand
بوم نقاشی، پرده سینما
Bedeutungen
1
پارچه ضخیم و معمولاً کتان که روی آن نقاشی میکنند (بوم نقاشی) یا پارچهای که تصویر در سینما روی آن نمایش داده میشود (پرده سینما).
- Der Maler spannte die Leinewand auf den Keilrahmen.نقاش بوم را روی چهارچوب چوبی کشید.
- Im Kino wurde der Film auf einer riesigen Leinewand gezeigt.در سینما، فیلم روی پرده عظیمی نمایش داده شد.
- Die Farben leuchten auf der gut vorbereiteten Leinewand.رنگها روی بوم نقاشی که به خوبی آماده شده است، میدرخشند.