die Leinwand
پارچه کتانی، بوم نقاشی، پرده سینما
Bedeutungen
1
پارچهای که معمولاً از الیاف کتان ساخته میشود و برای نقاشی یا ساخت پرده استفاده میشود.
- Der Künstler malte ein Porträt auf die Leinwand.هنرمند پرترهای را روی بوم نقاشی کشید.
- Wir kauften eine neue Leinwand für das Wohnzimmer.ما یک پارچه کتانی جدید برای اتاق نشیمن خریدیم.
- Die Leinwand im Kino war sehr groß.پرده سینما بسیار بزرگ بود.
2
صفحه نمایش فیلم یا ویدئو، پرده سینما.
- Der neue Film wird bald auf der Leinwand zu sehen sein.فیلم جدید به زودی روی پرده سینما دیده خواهد شد.
- Die Qualität der Leinwand hat sich verbessert.کیفیت پرده سینما بهبود یافته است.
- Er saß in der ersten Reihe vor der Leinwand.او در ردیف اول جلوی پرده سینما نشسته بود.