der Leitsatz

Aussprache: /ˈlaɪ̯t͡s͡at͡s/
Worttrennung: Leit·satz
اسم

اصل راهنما، قاعده کلی، خلاصه رأی

Bedeutungen

1

خلاصه‌ای کوتاه و جامع از اصل حقوقی یا قاعده اصلی که در یک حکم قضایی (به ویژه در تصمیمات دادگاه‌های عالی) بیان شده است و هدف آن ارائه یک راهنمایی کلی برای موارد مشابه است.

  • Der Leitsatz des Urteils fasst die wichtigsten rechtlichen Aspekte zusammen.اصل راهنمای رأی، مهم‌ترین جنبه‌های حقوقی را خلاصه می‌کند.
  • Jede Leitsatzentscheidung enthält einen prägnanten Leitsatz, der die Kernaussage wiedergibt.هر تصمیم مبتنی بر اصل راهنما، یک اصل راهنمای مختصر را در بر می‌گیرد که بیانگر نکته اصلی است.
  • Dieser Leitsatz wird in juristischen Kommentaren häufig zitiert.این اصل راهنما اغلب در تفاسیر حقوقی نقل می‌شود.
2

یک قاعده یا اصل کلی که به عنوان راهنما یا معیار در یک زمینه خاص (غیرحقوقی) عمل می‌کند.

  • Der Leitsatz der Firma lautet: 'Qualität steht an erster Stelle'.اصل راهنمای شرکت این است: 'کیفیت در اولویت اول قرار دارد'.
  • Ein wichtiger Leitsatz in der Wissenschaft ist die Überprüfbarkeit von Ergebnissen.یک اصل راهنمای مهم در علم، قابلیت بررسی نتایج است.
  • Der Leitsatz des Buches betont die Bedeutung von lebenslangem Lernen.اصل راهنمای کتاب بر اهمیت یادگیری مادام‌العمر تأکید دارد.