der Leuchtkörper

Aussprache: /ˈlɔɪ̯çtˌkœʁpɐ/
Worttrennung: Leucht·kör·per
اسم

منبع نور، لامپ، جسم نورانی

Bedeutungen

1

هر شیء یا جسمی که نور تولید می‌کند یا نور را منعکس می‌نماید و باعث روشن شدن محیط می‌شود؛ منبع نور، جسم نورانی.

  • Die Kerze war der einzige Leuchtkörper im Raum.شمع تنها منبع نور در اتاق بود.
  • Der Leuchtkörper über dem Tisch spendete warmes Licht.جسم نورانی بالای میز نور گرمی می‌داد.
  • Moderne Lampen sind effizientere Leuchtkörper als alte Glühbirnen.لامپ‌های مدرن نسبت به لامپ‌های رشته‌ای قدیمی، منابع نور کارآمدتری هستند.
2

به طور خاص، لامپ یا وسیله روشنایی که برای تولید نور مصنوعی به کار می‌رود.

  • Wir müssen den defekten Leuchtkörper in der Küche austauschen.ما باید لامپ معیوب در آشپزخانه را تعویض کنیم.
  • Der Leuchtkörper war dimmbar, um die Atmosphäre anzupassen.لامپ قابلیت تنظیم نور داشت تا فضا را تغییر دهد.
  • Ein starker Leuchtkörper wurde für die Bühne benötigt.یک لامپ قوی برای صحنه لازم بود.