der Leuchtkörper
منبع نور، لامپ، جسم نورانی
Bedeutungen
1
هر شیء یا جسمی که نور تولید میکند یا نور را منعکس مینماید و باعث روشن شدن محیط میشود؛ منبع نور، جسم نورانی.
- Die Kerze war der einzige Leuchtkörper im Raum.شمع تنها منبع نور در اتاق بود.
- Der Leuchtkörper über dem Tisch spendete warmes Licht.جسم نورانی بالای میز نور گرمی میداد.
- Moderne Lampen sind effizientere Leuchtkörper als alte Glühbirnen.لامپهای مدرن نسبت به لامپهای رشتهای قدیمی، منابع نور کارآمدتری هستند.
2
به طور خاص، لامپ یا وسیله روشنایی که برای تولید نور مصنوعی به کار میرود.
- Wir müssen den defekten Leuchtkörper in der Küche austauschen.ما باید لامپ معیوب در آشپزخانه را تعویض کنیم.
- Der Leuchtkörper war dimmbar, um die Atmosphäre anzupassen.لامپ قابلیت تنظیم نور داشت تا فضا را تغییر دهد.
- Ein starker Leuchtkörper wurde für die Bühne benötigt.یک لامپ قوی برای صحنه لازم بود.