die Lichtpünktchen
نقاط نورانی کوچک، لکههای نور ریز
Bedeutungen
1
نقاط یا لکههای بسیار کوچک نور، که میتوانند واقعی یا به صورت بصری دیده شوند.
- Am Nachthimmel sah man viele kleine Lichtpünktchen von Sternen.در آسمان شب، نقاط نورانی کوچک زیادی از ستارهها دیده میشد.
- Nach der Operation sah sie für kurze Zeit Lichtpünktchen vor ihren Augen.پس از عمل جراحی، او برای مدت کوتاهی نقاط نورانی کوچکی جلوی چشمانش میدید.
- Die Kerze warf tanzende Lichtpünktchen an die Wand.شمع، نقاط نورانی رقصان کوچکی را به دیوار میانداخت.