die Lichtung
آبگیر جنگلی، زمین بیدرخت در جنگل، هالهای از روشنایی در جنگل
Beispiele
- Als sie die ''Lichtung'' betrat, wurde sie sofort von der Sonne geblendet.وقتی او پا به درون لابلای درختان گذاشت (یا وارد جنگلگاه شد)، بلافاصله نور خورشید چشمش را زد.
- Nachdem ich so die wertvollen Papiere sicher verwahrt hatte, rannte ich über die ''Lichtung'' weiter auf eine Stelle zu, wo ein Pfad abzugehen schien.پس از اینکه اوراق باارزش را به این شکل با اطمینان نگهداری کردم، دواندوان از میان جنگلگاه به سوی نقطهای رفتم که به نظر میرسید مسیری از آنجا منشعب میشود.