der Liebesbrief
نامه عاشقانه
Beispiele
- Ich habe meinem Schwarm einen ''Liebesbrief'' geschrieben.من به کراشم یک نامه عاشقانه نوشتم.
- Sie verwahrte die mit einem roten Band umschlungenen ''Liebesbriefe'' in der hintersten Ecke des Schrankes.او نامههای عاشقانهای را که با روبان قرمز بسته شده بود، در دورترین گوشه کمد نگهداری میکرد.
- Er las gerade seine ''Liebesbriefe'' und wollte nicht einmal aufsehen.او داشت نامههای عاشقانهاش را میخواند و حتی نمیخواست سرش را بالا بیاورد.