der Lieblingsgast
مهمان عزیز، مهمان ویژه
Bedeutungen
1
مهمانی که به طور خاص مورد علاقه یا توجه میزبان است و اغلب دعوت میشود یا با او رفتار ویژهای میشود.
- Frau Müller ist unser Lieblingsgast und kommt jede Woche zum Kaffee.خانم مولر مهمان عزیز ماست و هر هفته برای قهوه میآید.
- Der Kellner erkannte sofort seinen Lieblingsgast und brachte ihm sein übliches Getränk.پیشخدمت بلافاصله مهمان ویژه خود را شناخت و نوشیدنی همیشگیاش را برایش آورد.
- Als Lieblingsgast wurde ihr ein besonderer Tisch zugewiesen.به عنوان مهمان عزیز، یک میز ویژه به او اختصاص داده شد.