der Lieblingsimbiss

Aussprache: /ˈliːplɪŋsˌɪmbɪs/
Worttrennung: Lieb·lings·im·biss
اسم

غذای مورد علاقه، تنقلات مورد علاقه

Bedeutungen

1

نوعی غذا یا میان‌وعده که فرد به طور خاص آن را دوست دارد و اغلب انتخاب می‌کند.

  • Pommes Frites sind mein Lieblingsimbiss nach der Schule.سیب‌زمینی سرخ‌کرده غذای مورد علاقه من بعد از مدرسه است.
  • Was ist dein Lieblingsimbiss, wenn du unterwegs bist?وقتی بیرون هستی، غذای مورد علاقه‌ات چیست؟
  • Sie holte sich schnell einen Döner als ihren Lieblingsimbiss.او به سرعت یک دونر به عنوان غذای مورد علاقه‌اش گرفت.