die Lieblingspose
ژست مورد علاقه، حالت مورد علاقه
Beispiele
- Er blickte hinüber zu der offenen Tür. Cath Farraday stand dort in ihrer ''Lieblingspose''.او به سمت در باز نگاه کرد. کَت فارادی در ژست مورد علاقه خود آنجا ایستاده بود.
ژست مورد علاقه، حالت مورد علاقه