der Lieblingssohn

Aussprache: /ˈliːplɪŋsˌzoːn/
Worttrennung: Lieb·lings·sohn
اسم

پسر محبوب، پسر مورد علاقه

Bedeutungen

1

پسری که والدین یا یکی از والدین او را بیشتر از سایر فرزندان خود دوست دارند یا به او توجه بیشتری می‌کنند.

  • Er war der Lieblingssohn seiner Mutter und bekam alles, was er wollte.او پسر محبوب مادرش بود و هرچه می‌خواست به او داده می‌شد.
  • Manchmal fühlen sich andere Kinder vernachlässigt, wenn es einen klaren Lieblingssohn gibt.گاهی اوقات، وقتی پسر محبوب مشخصی وجود دارد، سایر فرزندان احساس می‌کنند مورد بی‌توجهی قرار گرفته‌اند.
  • Sie behandelte ihren jüngsten Sohn immer wie ihren Lieblingssohn.او همیشه با پسر کوچکترش مانند پسر مورد علاقه‌اش رفتار می‌کرد.