die Liebschaft
رابطه عاشقانه کوتاه مدت، عشق زودگذر، دلدادگی
Beispiele
- Während ihrer zwanzig Ehejahre hatte sie unzählige ''Liebschaften,'' von denen ihr Mann nichts ahnte.در طول بیست سال زندگی مشترک، او روابط عاشقانه بیشماری داشت که شوهرش از آنها بیخبر بود.
- Kleine ''Liebschaften'', flüchtige Bindungen spielen nur eine Episodenrolle, deren absurden Charakter er selber spürt.روابط عاشقانه کوچک، پیوندهای زودگذر تنها نقش اپیزودیک را ایفا میکنند که ماهیت پوچ آن را خود او احساس میکند.