der Liegestuhl
صندلی ساحلی، صندلی تاشو مخصوص استراحت
Beispiele
- Sie genoss den Sonnenuntergang in ihrem ''Liegestuhl.او غروب خورشید را روی صندلی ساحلی خود تماشا میکرد.
- Die Szene, die Claire sich jetzt, auf dem mondbeschienenen Balkon, in einem ''Liegestuhl'' ausgestreckt, noch einmal vor Augen führte, erinnerte sie an Madame Tussauds Wachsfigurenkabinett.صحنهای که کلر اکنون، در حالی که روی بالکن مهتابی در یک صندلی ساحلی دراز کشیده بود، دوباره در ذهنش مرور میکرد، او را به یاد موزه مجسمههای مومی مادام توسو میانداخت.