der Linksaußen

Aussprache: /ˈlɪŋksˌaʊ̯sn̩/
Worttrennung: Links·au·ßen
اسم

بال چپ (در ورزش)، جناح چپ (در سیاست)

Bedeutungen

1

در ورزش (به ویژه فوتبال و هندبال)، موقعیت بازیکن در سمت چپ خط حمله.

  • Der schnelle Spieler wurde als Linksaußen eingesetzt und sorgte für viel Gefahr vor dem gegnerischen Tor.بازیکن سریع به عنوان بال چپ به کار گرفته شد و خطر زیادی برای دروازه حریف ایجاد کرد.
  • Der Trainer wechselte den Linksaußen aus, weil er müde war.مربی بال چپ را تعویض کرد زیرا خسته بود.
  • Mit seiner Dribbelstärke war er der ideale Linksaußen für unser Team.او با توانایی دریبل‌زنی خود، بال چپ ایده‌آلی برای تیم ما بود.
2

در سیاست، به معنای فرد یا گروهی که در جناح چپ طیف سیاسی قرار دارد و دیدگاه‌های رادیکال‌تری نسبت به چپ میانه دارد.

  • Die Partei hat einige Positionen, die eher dem Linksaußen zuzuordnen sind.این حزب برخی مواضع را دارد که بیشتر به جناح چپ افراطی نسبت داده می‌شوند.
  • Der Journalist wurde kritisiert, weil er zu sehr auf die Meinung des Linksaußen einging.از روزنامه‌نگار انتقاد شد زیرا بیش از حد به نظر جناح چپ افراطی پرداخت.
  • Innerhalb der Partei gibt es eine Debatte zwischen dem gemäßigten Flügel und dem Linksaußen.درون حزب، بحثی بین جناح میانه‌رو و جناح چپ افراطی وجود دارد.