das Lippenbekenntnis

Aussprache: /ˈlɪpn̩bəˌkɛntnɪs/
Worttrennung: Lip·pen·be·kennt·nis
اسم

اقرار لفظی، تعهد توخالی، حرف بی‌عمل

Bedeutungen

1

اظهار موافقت، حمایت یا تعهد به چیزی به صورت کلامی، بدون اینکه با عمل یا اعتقاد واقعی همراه باشد؛ حرفی که به راحتی زده می‌شود اما پایبندی به آن وجود ندارد.

  • Das Lippenbekenntnis des Politikers zur Umwelt wurde von seinen Taten nicht gestützt.اقرار لفظی سیاستمدار به محیط زیست، با اقدامات او پشتیبانی نشد.
  • Viele Versprechungen erwiesen sich als bloßes Lippenbekenntnis ohne echte Absicht.بسیاری از وعده‌ها صرفاً حرف بی‌عمل و بدون قصد واقعی از آب درآمدند.
  • Er gab ein Lippenbekenntnis zur Treue ab, aber seine Handlungen zeigten etwas anderes.او تعهد توخالی به وفاداری داد، اما اعمالش چیز دیگری را نشان می‌داد.