die Lizenz
مجوز، پروانه
Beispiele
- 007 hat die ''Lizenz'' zum Töten.جیمز باند ۰0۷ مجوز کشتن دارد.
- Wer hier ein Kasino eröffnen darf, der hat die ''Lizenz'' zum Gelddrucken bekommen.هرکسی که اجازه داشته باشد اینجا یک کازینو افتتاح کند، مجوز پول چاپ کردن را دریافت کرده است.
- Um etwas in ''Lizenz'' herstellen zu dürfen, muss man meistens an den Lizenzinhaber zahlen.برای اینکه اجازه داشته باشید چیزی را تحت لیسانس (مجوز) تولید کنید، معمولاً باید به دارنده مجوز پول پرداخت کنید.
- Seine Fliegerlaufbahn begann er mit 14 Jahren in einem Segelflugzeug, mit 18 hatte er die ''Lizenz'' als Motorflieger.او دوران هوانوردی خود را در ۱۴ سالگی با یک گلایدر آغاز کرد، در ۱۸ سالگی مجوز خلبانی هواپیمای موتوری را داشت.