die Loggia
ایوان سرپوشیده، تراسمانند
Beispiele
- Unseren Kaffee trinken wir gerne in unserer ''Loggia.ما قهوه خود را با کمال میل در ایوان سرپوشیدهمان مینوشیم.
- Wanda sitzt in der ''Loggia'' und zeichnet, der deutsche Maler aber steht ihr gegenüber, die Hände wie anbetend ineinander gelegt und sieht ihr zu, nein, er blickt in ihr Antlitz und ist ganz versunken in ihren Anblick, wie entrückt.واندا در ایوان سرپوشیده نشسته و نقاشی میکشد، اما نقاش آلمانی روبروی او ایستاده، دستها را مانند حالت دعا در هم حلقه کرده و به او نگاه میکند، نه، او به چهرهاش خیره شده و کاملاً در تماشای او غرق شده است، انگار از خود بیخود شده است.