Lokalschluß
آخرین ساعت کاری یا تعطیلی محل (مثلاً کافه، رستوران، کلاب)
Beispiele
- Wir wollten auf der Stelle gehen, aber Adrienne bestand darauf, daß wir bis ''Lokalschluß'' blieben.ما میخواستیم همان موقع برویم، اما آدریان اصرار کرد که تا آخرین ساعت کاری بمانیم.