losen
قرعهکشی کردن
Beispiele
- In unserer WG ''losen'' wir immer darum, wer abwaschen muss.ما در خانه دانشجوییمان همیشه قرعه میکشیم که چه کسی باید ظرفها را بشوید.
Bedeutungen
1
intransitiv / um + Akkusativ
با قرعهکشی چیزی را تعیین کردن یا کسی را انتخاب کردن
- Wir mussten losen, wer den Abwasch macht.ما مجبور بودیم قرعه بکشیم که چه کسی ظرفها را بشوید.
- Sie losten um den ersten Platz im Wettbewerb.آنها برای کسب مقام اول در مسابقه قرعه کشیدند.