das Lumpenbündel

Aussprache: /ˈlʊmpn̩ˌbʏndl̩/
Worttrennung: Lum·pen·bün·del
اسم

دسته پارچه کهنه، بسته کهنه

Bedeutungen

1

مجموعه‌ای از پارچه‌های کهنه، کثیف یا پاره که به هم بسته شده‌اند.

  • Der alte Mann trug ein Lumpenbündel unter dem Arm.مرد پیر، بسته‌ای از پارچه‌های کهنه را زیر بغلش حمل می‌کرد.
  • Sie benutzte ein Lumpenbündel, um den verschütteten Wein aufzuwischen.او از یک دسته پارچه کهنه برای پاک کردن شراب ریخته شده استفاده کرد.
  • Das Lumpenbündel sah aus, als hätte es schon bessere Tage gesehen.آن بسته پارچه کهنه طوری به نظر می‌رسید که انگار روزهای بهتری را پشت سر گذاشته است.