اسم
تجمل، لوکس، رفاه بیش از حد
جملات نمونه برای Luxus:
Einen eigenen Wagen halte ich für ''Luxus.''
من داشتن ماشین شخصی را تجملاتی میدانم.
Den ''Luxus'' eines Spaziergangs kann ich mir momentan nicht leisten. Ich habe zu viel zu tun.
در حال حاضر نمیتوانم تجملِ یک پیادهروی را به خودم بدهم. کارهای زیادی دارم.
„Mit Weintrauben und warmen Bädern bot Rom mehr Labsal und ''Luxus'' als die germanische Provinz.“
رم با انگور و حمامهای گرم، تسکین و تجمل بیشتری نسبت به استان ژرمنها ارائه میداد.