die Lykanthropie

Aussprache: /lykantʁoˈpiː/
Worttrennung: Ly·kan·thro·pie
اسم

لیکانتروپی، گرگ‌نمایی (تبدیل انسان به گرگینه)

Beispiele

  • Ist die ''Lykanthropie'' wirklich nur ein Mythos?آیا لیکانتروپی واقعاً فقط یک افسانه است؟
  • Hille ist wie besessen, er ähnelt fast einem von ''Lykanthropie'' Befallenen, der seine Schlußszene spielt, während rings um ihn bereits die schäbigen Kulissen abgebaut werden, und der sich der Unglaubwürdigkeit seiner Rolle bewußt ist.هیله مانند جن‌زده‌هاست، او تقریباً شبیه کسی است که دچار گرگ‌نمایی شده و صحنه پایانی خود را بازی می‌کند، در حالی که در اطراف او دکورهای کهنه در حال برچیده شدن هستند و او از غیرقابل باور بودن نقش خود آگاه است.