das Mädchenfoto

Aussprache: /ˈmɛːtçn̩ˌfoːto/
Worttrennung: Mäd·chen·fo·to
اسم

عکس دخترانه، عکس یک دختر

Bedeutungen

1

عکسی که یک دختر یا گروهی از دختران را نشان می‌دهد.

  • Sie zeigte uns ein altes Mädchenfoto von ihrer Mutter.او یک عکس قدیمی از مادرش در دوران دختری به ما نشان داد.
  • Das Mädchenfoto wurde im Album aufbewahrt.عکس دختر در آلبوم نگهداری می‌شد.
  • Er fand ein süßes Mädchenfoto auf dem Schreibtisch.او یک عکس دخترانه بامزه روی میز تحریر پیدا کرد.