das Mädel

Aussprache: /ˈmɛːdl̩/
Worttrennung: Mä·del
اسم

دختر، دختر جوان، دوست دختر

Bedeutungen

1

به طور غیررسمی و گاهی با لحنی محبت‌آمیز یا کمی قدیمی به یک دختر یا زن جوان گفته می‌شود.

  • Das kleine Mädel spielt fröhlich im Garten.دخترک کوچک شادمانه در باغ بازی می‌کند.
  • Sie ist ein aufgewecktes Mädel mit vielen Ideen.او دختری باهوش با ایده‌های فراوان است.
  • Er hat sich in das neue Mädel aus der Nachbarschaft verliebt.او عاشق دختر جدیدی از همسایگی شده است.
2

در برخی مناطق یا در زبان محاوره‌ای، می‌تواند به معنای دوست دختر نیز باشد.

  • Er geht heute Abend mit seinem Mädel ins Kino.او امشب با دوست دخترش به سینما می‌رود.
  • Das ist mein Mädel, wir sind schon seit zwei Jahren zusammen.این دوست دختر من است، ما دو سال است که با هم هستیم.
  • Er hat sein Mädel zur Party mitgebracht.او دوست دخترش را به مهمانی آورده بود.