Männchen machen

Aussprache: /ˈmɛnçən ˈmaxn̩/
Worttrennung: Männ·chen ·ma·chen
اصطلاح

روی دو پا بلند شدن (حیوان)، ادای احترام نظامی کردن

Bedeutungen

1

به طور خاص برای حیوانات، به معنی ایستادن روی پاهای عقب خود.

  • Der Hund hat gelernt, Männchen zu machen, wenn er Leckerlis bekommt.سگ یاد گرفته است که وقتی تشویقی می‌گیرد، روی دو پایش بایستد.
  • Der Bär machte Männchen und schien neugierig auf die Besucher zu sein.خرس روی دو پایش ایستاد و به نظر می‌رسید به بازدیدکنندگان کنجکاو است.
  • Manche Vögel machen Männchen, um ihre Umgebung besser zu überblicken.برخی پرندگان برای اینکه محیط اطراف خود را بهتر ببینند، روی دو پا می‌ایستند.
2

در معنای قدیمی‌تر یا کمتر رایج، به معنی ادای احترام نظامی کردن یا خبردار ایستادن.

  • Der Soldat machte Männchen, als der General vorbeiging.سرباز خبردار ایستاد وقتی که ژنرال از آنجا رد شد.
  • Früher mussten die Kinder vor dem Lehrer Männchen machen.قبلاً بچه‌ها مجبور بودند جلوی معلم ادای احترام نظامی کنند.
  • Er weigerte sich, vor seinem Vorgesetzten Männchen zu machen.او از ادای احترام نظامی جلوی مافوقش خودداری کرد.