die Männin

Aussprache: /ˈmɛnɪn/
Worttrennung: Män·nin
اسم

زن به عنوان همدم؛ زن مردصفت یا قهرمان‌گونه

Bedeutungen

1

به ندرت برای اشاره به زنی که نقش همدم یا همراه مرد را ایفا می‌کند، به کار می‌رود.

  • Sie war nicht nur seine Frau, sondern auch seine treue Männin in allen Lebenslagen.او نه تنها همسرش، بلکه یار وفادارش در تمام مراحل زندگی بود.
  • In dieser Rolle agierte sie als seine Männin und unterstützte ihn bei seinen Entscheidungen.در این نقش، او به عنوان همدم او عمل کرد و از تصمیماتش حمایت نمود.
  • Die alte Sage erzählt von einer tapferen Männin, die ihren Mann vor dem Drachen rettete.افسانه قدیمی از زنی شجاع سخن می‌گوید که شوهرش را از چنگال اژدها نجات داد.
2

به زنی اطلاق می‌شود که صفات مردانه مانند قدرت، شجاعت یا قاطعیت را از خود نشان می‌دهد (اغلب به صورت مثبت).

  • Mit ihrer Entschlossenheit und Stärke war sie eine wahre Männin.با قاطعیت و قدرتش، او زنی واقعاً مردانه بود.
  • Die Kommandantin zeigte sich als starke Männin, die ihre Truppen sicher führte.فرمانده خود را به عنوان زنی قوی نشان داد که نیروهایش را با اطمینان هدایت می‌کرد.
  • Sie war keine typische Frau, sondern eine Männin mit einem starken Willen.او زنی معمولی نبود، بلکه زنی با اراده‌ای قوی بود.