der Märchenonkel

Aussprache: /ˈmɛːɐ̯çənˌʔɔŋkl̩/
Worttrennung: Mär·chen·on·kel
اسم

عموی قصه گو، کسی که داستان‌های غیرواقعی یا افسانه‌ای تعریف می‌کند

Bedeutungen

1

فردی (معمولاً مرد) که داستان‌های خیالی، اغراق‌آمیز یا غیرواقعی تعریف می‌کند، شبیه به داستان‌های افسانه‌ای یا قصه‌های پریان. این اصطلاح می‌تواند کمی طنزآمیز یا تحقیرآمیز باشد.

  • Mein Großvater war ein richtiger Märchenonkel, der uns immer spannende Geschichten erzählte.پدربزرگ من یک 'عموی قصه‌گو' واقعی بود که همیشه داستان‌های هیجان‌انگیزی برای ما تعریف می‌کرد.
  • Er prahlte mit seinen Erfolgen, aber die Kollegen hielten ihn für einen Märchenonkel.او به موفقیت‌هایش بالید، اما همکارانش او را 'عموی قصه‌گو' (کسی که داستان‌های غیرواقعی می‌گوید) می‌دانستند.
  • Sei vorsichtig, was du ihm erzählst, er ist ein Märchenonkel und macht aus allem eine Geschichte.مراقب باش چه چیزی به او می‌گویی، او یک 'عموی قصه‌گو' است و از هر چیزی داستانی می‌سازد.