der Märchenonkel
عموی قصه گو، کسی که داستانهای غیرواقعی یا افسانهای تعریف میکند
Bedeutungen
1
فردی (معمولاً مرد) که داستانهای خیالی، اغراقآمیز یا غیرواقعی تعریف میکند، شبیه به داستانهای افسانهای یا قصههای پریان. این اصطلاح میتواند کمی طنزآمیز یا تحقیرآمیز باشد.
- Mein Großvater war ein richtiger Märchenonkel, der uns immer spannende Geschichten erzählte.پدربزرگ من یک 'عموی قصهگو' واقعی بود که همیشه داستانهای هیجانانگیزی برای ما تعریف میکرد.
- Er prahlte mit seinen Erfolgen, aber die Kollegen hielten ihn für einen Märchenonkel.او به موفقیتهایش بالید، اما همکارانش او را 'عموی قصهگو' (کسی که داستانهای غیرواقعی میگوید) میدانستند.
- Sei vorsichtig, was du ihm erzählst, er ist ein Märchenonkel und macht aus allem eine Geschichte.مراقب باش چه چیزی به او میگویی، او یک 'عموی قصهگو' است و از هر چیزی داستانی میسازد.