das Märtyrertum
شهادت، ایثارگری
Bedeutungen
1
رنج کشیدن یا مردن برای یک باور، عقیده یا آرمان، به ویژه در زمینه مذهبی یا سیاسی.
- Sein Tod wurde als Akt des Märtyrertums für seine Überzeugungen angesehen.مرگ او به عنوان اقدامی در راه شهادت برای باورهایش تلقی شد.
- Die Geschichte ist voll von Beispielen für Märtyrertum.تاریخ سرشار از نمونههای ایثارگری است.
- Sie sprach über die Bedeutung des Märtyrertums in ihrer Religion.او درباره اهمیت شهادت در دینشان صحبت کرد.