der Mäusekäfig

Aussprache: /ˈmɔʏ̯zəˌkɛːfɪk/
Worttrennung: Mäu·se·kä·fig
اسم

قفس موش

Bedeutungen

1

قفس یا محفظه‌ای که برای نگهداری یا آزمایش موش‌ها استفاده می‌شود.

  • Der Wissenschaftler reinigte den Mäusekäfig.دانشمند قفس موش را تمیز کرد.
  • Im Labor gibt es viele Mäusekäfige.در آزمایشگاه قفس‌های موش زیادی وجود دارد.
  • Der Mäusekäfig muss groß genug für die Tiere sein.قفس موش باید برای حیوانات به اندازه کافی بزرگ باشد.