die Mäzenatin
بانوی حامی هنر، بانوی خیر
Bedeutungen
1
زنی که از هنر، هنرمندان یا موسسات فرهنگی و علمی با حمایت مالی یا منابع دیگر پشتیبانی میکند.
- Die Mäzenatin spendete großzügig für das neue Museum.بانوی حامی هنر سخاوتمندانه برای موزه جدید اهدا کرد.
- Sie ist eine bekannte Mäzenatin der klassischen Musik.او یک بانوی حامی شناخته شده موسیقی کلاسیک است.
- Ohne die Unterstützung der Mäzenatin wäre dieses Projekt nicht realisierbar gewesen.بدون حمایت بانوی حامی هنر، این پروژه قابل اجرا نبود.