die Mäzenatin

Aussprache: /mɛtseˈnaːtɪn/
Worttrennung: Mä·ze·na·tin
اسم

بانوی حامی هنر، بانوی خیر

Bedeutungen

1

زنی که از هنر، هنرمندان یا موسسات فرهنگی و علمی با حمایت مالی یا منابع دیگر پشتیبانی می‌کند.

  • Die Mäzenatin spendete großzügig für das neue Museum.بانوی حامی هنر سخاوتمندانه برای موزه جدید اهدا کرد.
  • Sie ist eine bekannte Mäzenatin der klassischen Musik.او یک بانوی حامی شناخته شده موسیقی کلاسیک است.
  • Ohne die Unterstützung der Mäzenatin wäre dieses Projekt nicht realisierbar gewesen.بدون حمایت بانوی حامی هنر، این پروژه قابل اجرا نبود.