der Möchtegernkünstler

Aussprache: /ˈmœçtəɡɛʁnˌkʏnstlɐ/
Worttrennung: Möch·te·gern·künst·ler
اسم

هنرمند خودخوانده، مدعی هنر، کسی که ادعای هنرمند بودن دارد اما فاقد استعداد یا دانش لازم است

Bedeutungen

1

شخصی که خود را هنرمند می‌نامد یا وانمود می‌کند که هنرمند است، اما در واقع فاقد استعداد، مهارت یا دانش کافی در زمینه هنر است و اغلب مورد تمسخر قرار می‌گیرد.

  • Er hält sich für einen großen Maler, aber die meisten Leute sehen ihn nur als Möchtegernkünstler.او خود را نقاش بزرگی می‌داند، اما بیشتر مردم او را فقط یک مدعی هنر می‌بینند.
  • Die Galerie weigerte sich, die Werke dieses Möchtegernkünstlers auszustellen.این گالری از نمایش آثار این هنرمند خودخوانده امتناع ورزید.
  • Sei nicht so hart zu ihm, er ist vielleicht nur ein Möchtegernkünstler, aber er versucht sein Bestes.اینقدر با او سختگیر نباش، شاید فقط یک مدعی هنر باشد، اما تمام تلاشش را می‌کند.