der Möchtegernmusiker
موسیقیدان خودخوانده، کسی که ادعای موسیقیدانی دارد ولی استعداد کافی ندارد
Bedeutungen
1
شخصی که آرزوی موسیقیدان شدن دارد یا خود را موسیقیدان مینامد، اما فاقد استعداد، دانش یا مهارت لازم است و اغلب به صورت آماتور و بدون موفقیت فعالیت میکند.
- Er spielt Gitarre in einer Bar, ist aber nur ein Möchtegernmusiker.او در یک بار گیتار میزند، اما فقط یک موسیقیدان خودخوانده است.
- Die Band bestand hauptsächlich aus Möchtegernmusikern, die Spaß am Spielen hatten.این گروه عمدتاً از موسیقیدانان خودخواندهای تشکیل شده بود که از نواختن لذت میبردند.
- Als Möchtegernmusiker träumt er davon, eines Tages berühmt zu werden.او به عنوان یک موسیقیدان خودخوانده، آرزو دارد که روزی مشهور شود.