der Mörtelbrocken
تکه ملات، قلوه ملات، قطعه بزرگ ملات
Bedeutungen
1
یک قطعه بزرگ و جامد از ملات که معمولاً در هنگام ساخت و ساز یا تخریب یافت میشود.
- Beim Abriss des alten Hauses fielen große Mörtelbrocken herunter.هنگام تخریب خانه قدیمی، تکههای بزرگ ملات فرو ریختند.
- Der Bauarbeiter warf einen Mörtelbrocken beiseite.کارگر ساختمانی تکه ملات بزرگی را کنار انداخت.
- Wir fanden einen Mörtelbrocken im Garten, der vom früheren Gebäude übrig geblieben war.ما تکه ملاتی بزرگ در باغ پیدا کردیم که از ساختمان قبلی باقی مانده بود.