der Möwenkot

Aussprache: /ˈmøːfn̩ˌkoːt/
Worttrennung: Mö·wen·kot
اسم

فضولات مرغ دریایی

Bedeutungen

1

مدفوع یا فضولات پرندگان دریایی، به ویژه مرغ‌های دریایی، که اغلب روی ساحل، قایق‌ها یا ساختمان‌های کنار دریا دیده می‌شود.

  • Der Möwenkot verschmutzte die frisch gewaschene Wäsche.فضولات مرغ دریایی لباس‌های تازه شسته شده را کثیف کرد.
  • Wir mussten den Möwenkot vom Bootsdeck entfernen.ما مجبور بودیم فضولات مرغ دریایی را از عرشه قایق پاک کنیم.
  • Der starke Geruch von Möwenkot lag in der Luft.بوی تند فضولات مرغ دریایی در هوا پیچیده بود.