der Möwenkot
فضولات مرغ دریایی
Bedeutungen
1
مدفوع یا فضولات پرندگان دریایی، به ویژه مرغهای دریایی، که اغلب روی ساحل، قایقها یا ساختمانهای کنار دریا دیده میشود.
- Der Möwenkot verschmutzte die frisch gewaschene Wäsche.فضولات مرغ دریایی لباسهای تازه شسته شده را کثیف کرد.
- Wir mussten den Möwenkot vom Bootsdeck entfernen.ما مجبور بودیم فضولات مرغ دریایی را از عرشه قایق پاک کنیم.
- Der starke Geruch von Möwenkot lag in der Luft.بوی تند فضولات مرغ دریایی در هوا پیچیده بود.