der Müßiggänger

Aussprache: /ˈmyːsɪçˌɡɛŋɐ/
Worttrennung: Mü·ßig·gän·ger
اسم

تنبل، بیکاره، ولگرد

Bedeutungen

1

شخصی که از کار کردن اجتناب می‌کند و وقت خود را به بطالت و بی‌کاری می‌گذراند.

  • Er wurde als Müßiggänger beschimpft, weil er nie arbeitete.او به عنوان یک بیکاره مورد توهین قرار گرفت زیرا هرگز کار نمی‌کرد.
  • Der alte Mann saß oft als Müßiggänger auf der Parkbank.مرد پیر اغلب به عنوان یک ولگرد روی نیمکت پارک می‌نشست.
  • Man sollte nicht jeden als Müßiggänger bezeichnen, der gerade keine Arbeit hat.نباید هر کسی را که در حال حاضر شغل ندارد، تنبل خطاب کرد.