der Mühlgang
آسیابگردان، دستگاه آسیاب
Bedeutungen
1
بخشی از یک آسیاب که در آن غلات یا مواد دیگر آسیاب میشوند؛ دستگاه یا مرحله آسیاب کردن.
- Der Mühlgang war das Herzstück der alten Wassermühle.دستگاه آسیاب، قلب آسیاب آبی قدیمی بود.
- Nach dem ersten Mühlgang wurde das Mehl gesiebt.پس از اولین مرحله آسیاب کردن، آرد الک شد.
- Die Reparatur des Mühlgangs dauerte mehrere Wochen.تعمیر دستگاه آسیاب چندین هفته طول کشید.