der Müllgeruch
بوی زباله
Bedeutungen
1
بوی نامطبوع ناشی از تجزیه یا انباشتگی زباله و پسماند.
- Der Müllgeruch in der Gasse war unerträglich.بوی زباله در کوچه غیرقابل تحمل بود.
- Wir mussten die Mülltonnen leeren, um den Müllgeruch zu vermeiden.ما مجبور بودیم سطلهای زباله را خالی کنیم تا از بوی زباله جلوگیری کنیم.
- Der starke Müllgeruch deutete auf ein Problem mit der Entsorgung hin.بوی شدید زباله نشاندهنده مشکلی در دفع آن بود.