die Müllhalde
زبالهدانی، محل انباشت زباله، آشغالدانی
Bedeutungen
1
مکانی که زبالهها به صورت دائمی یا موقت در آنجا انباشته و دفن میشوند؛ محل دفع زباله.
- Die alte Müllhalde wird jetzt rekultiviert.زبالهدانی قدیمی اکنون در حال احیا شدن است.
- Der Geruch von der Müllhalde war unerträglich.بوی زبالهدانی غیرقابل تحمل بود.
- Neue Umweltschutzauflagen gelten für jede Müllhalde.مقررات جدید حفاظت از محیط زیست برای هر زبالهدانی اعمال میشود.