das Müllkind
کودک زبالهگرد، کودک کار در زباله
Beispiele
- Die ''Müllkinder'' sind vielen Gefahren ausgesetzt.کودکان زبالهگرد در معرض خطرات بسیاری قرار دارند.
- Bereits im September berichtete EXPLOSIV über die ''Müllkinder'' aus Manila.پیش از این در سپتامبر، EXPLOSIV درباره کودکان زبالهگرد مانیل گزارش داده بود.
- Er begleitet den Jungen und erlebt, wie die ''Müllkinder'' von Cebu jeden Tag aufs Neue nach Brauchbarem suchen.او پسر را همراهی میکند و میبیند که چگونه کودکان زبالهگرد سِبو هر روز به دنبال چیزهای قابل استفاده میگردند.
- Die Berliner Lokalpresse spricht schon von den ''Müllkindern'' von Neukölln.مطبوعات محلی برلین از هماکنون از «کودکان زبالهگرد نویکولن» صحبت میکنند.