die Mündung

Aussprache: /ˈmʏndʊŋ/
Worttrennung: Mün·dung
اسم

دهانه (رودخانه)، مصب، لوله (سلاح)

Bedeutungen

1

نقطه یا ناحیه‌ای که یک رودخانه به دریا، دریاچه یا رودخانه بزرگ‌تری می‌ریزد؛ مصب.

  • Die Mündung des Rheins in die Nordsee ist ein wichtiges Ökosystem.دهانه رود راین در دریای شمال یک اکوسیستم مهم است.
  • Wir haben am Abend an der Mündung des Flusses geangelt.ما عصر در دهانه رودخانه ماهیگیری کردیم.
  • Die Mündung ist ein breiter Trichter, wo das Süßwasser auf das Salzwasser trifft.مصب یک قیف پهن است که آب شیرین به آب شور می‌رسد.
2

قسمت انتهایی یک لوله، تفنگ یا ابزار مشابه که از آن چیزی خارج می‌شود.

  • Der Schütze zielte sorgfältig durch die Mündung des Gewehrs.تیرانداز با دقت از میان لوله تفنگ نشانه گرفت.
  • Die Mündung des Vulkans spuckte Lava.دهانه آتشفشان گدازه پرتاب کرد.
  • Reinigen Sie die Mündung des Schlauches nach Gebrauch.پس از استفاده، دهانه شلنگ را تمیز کنید.