die Maßlosigkeit
افراط، بیاندازگی، بیحد و حصر بودن
Bedeutungen
1
فقدان حد و مرز، افراط و زیادهروی در رفتار، احساسات یا مصرف.
- Die Maßlosigkeit des Herrschers führte zu seinem Untergang.افراط حاکم منجر به سقوط او شد.
- Er zeigte eine bemerkenswerte Maßlosigkeit beim Essen.او در غذا خوردن، بیاندازگی قابل توجهی از خود نشان داد.
- Die Maßlosigkeit in seinen Ausgaben war nicht tragbar.بیحد و حصر بودن هزینههای او قابل تحمل نبود.