die Maßnahme
اقدام، تدبیر
Bedeutungen
1
عملی که برای رسیدن به یک هدف خاص، حل یک مشکل یا بهبود یک وضعیت انجام میشود؛ اقدام یا تدبیر.
- Die Regierung hat neue Maßnahmen zur Bekämpfung der Inflation ergriffen.دولت اقدامات جدیدی را برای مبارزه با تورم اتخاذ کرده است.
- Sicherheitsmaßnahmen wurden nach dem Vorfall verstärkt.اقدامات امنیتی پس از حادثه تشدید شد.
- Wir müssen sofortige Maßnahmen ergreifen, um die Umwelt zu schützen.ما باید اقدامات فوری برای حفاظت از محیط زیست انجام دهیم.