der Maßstab
مقیاس، خطکش، معیار
Bedeutungen
1
خطکش یا ابزار اندازهگیری که برای رسم یا اندازهگیری خطوط مستقیم استفاده میشود، معمولاً با علائم درجهبندی شده.
- Bitte nimm einen Maßstab, um die Linie zu zeichnen.لطفاً برای کشیدن خط، یک خطکش بردار.
- Der Maßstab ist aus Metall gefertigt.خطکش از فلز ساخته شده است.
- Er benutzte den Maßstab, um die Länge zu messen.او از خطکش برای اندازهگیری طول استفاده کرد.
2
نسبت اندازه در یک نقشه، مدل یا تصویر به اندازه واقعی آن؛ مقیاس نقشه یا مدل.
- Die Karte hat einen Maßstab von 1:100.000.نقشه مقیاس ۱:۱۰۰.۰۰۰ دارد.
- Der Architekt erstellte ein Modell im Maßstab 1:50.معمار مدلی با مقیاس ۱:۵۰ ساخت.
- Der Maßstab zeigt, wie viel kleiner das Bild im Vergleich zum Original ist.مقیاس نشان میدهد که تصویر در مقایسه با اصل چقدر کوچکتر است.
3
معیار یا استانداردی برای قضاوت، ارزیابی یا مقایسه؛ سنجه.
- Was ist der Maßstab für Erfolg in diesem Projekt?معیار موفقیت در این پروژه چیست؟
- Er legt hohe Maßstäbe an sich selbst an.او معیارهای بالایی برای خود تعیین میکند.
- Diese Leistung ist kein Maßstab für zukünftige Arbeiten.این عملکرد، معیار یا سنجهای برای کارهای آینده نیست.