der Machtantritt
به قدرت رسیدن، آغاز حکومت
Bedeutungen
1
لحظه یا فرآیند رسمی که یک رهبر سیاسی یا دولت جدید قدرت را به دست میگیرد و شروع به حکومت میکند.
- Der neue Präsident wird nächste Woche seinen Machtantritt feiern.رئیس جمهور جدید هفته آینده آغاز حکومت خود را جشن خواهد گرفت.
- Der Machtantritt der neuen Regierung war von großen Erwartungen begleitet.به قدرت رسیدن دولت جدید با انتظارات زیادی همراه بود.
- Nach dem Rücktritt des Vorgängers erfolgte der Machtantritt des neuen Kanzlers zügig.پس از استعفای سلف، آغاز حکومت صدراعظم جدید به سرعت صورت گرفت.