die Machtausübung
اعمال قدرت، اِعمال نفوذ، اِعمال سلطه
Bedeutungen
1
فرایند یا عمل استفاده از قدرت یا نفوذ برای کنترل یا تأثیرگذاری بر دیگران یا رویدادها.
- Die Machtausübung des Vorgesetzten war oft unfair.اعمال قدرت رئیس اغلب ناعادلانه بود.
- Die Machtausübung durch die Regierung wurde kritisiert.اعمال نفوذ توسط دولت مورد انتقاد قرار گرفت.
- Er genoss die Machtausübung über seine Untergebenen.او از اعمال سلطه بر زیردستان خود لذت میبرد.